شيخ صدوق عليه الرّحمه به سند خود از حضرت امام رضا ـعليه السّلامـ از پدران بزرگوارش از حضرت اميرالمؤمنين ـعليه السّلامـ روايت كرده است كه فرمود: پيغمبر اكرم ـصلّىالله عليه وآله وسلّمـ روزى براى ما خطبه خواند و فرمود:
اى مردم! به درستى كه ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است. ماهى كه نزد خدا بهترين ماهها، روزهايش بهترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات است. ماهى كه در آن به ضيافت خدا خوانده و از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد.
نفسهاى شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است؛ پس با نيّتهاى راست و دلهاى پاك، از خدا درخواست كنيد كه شما را براى روزه و تلاوت قرآن توفيق دهد.
به درستى كه شقى و بد عاقبت، كسى است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود و به گرسنگى و تشنگى خود در اين ماه، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را ياد كنيد.
و بر فقيران و مسكينان خود صدقه دهيد، سالمندان را احترام نماييد، بر صغار و خُردسالان رحم كنيد؛ و صله ارحام نماييد و زبانهاى خود را -از آن چه نبايد گفت- و چشمهاى خود را از آن چه نبايد به آن نگاه كرد، نگاه داريد؛ و گوشهاى خود را از آن چه نبايد شنيد حفظ كنيد، و با يتيمان مردم مهربانى كنيد، تا با يتيمان شما مهربانى شود.
آمدم تا به اذن یار قدمی دیگر بردارم .
| عاشق دلداده را در دل بجز دلدار نيست |
| نقش بر لوح ضميرش غير نام يار نيست |
| تا به كى در كوچه و بازار جوئى يار را |
| يار ما را مسكن اندر كوچه و بازار نيست |
| عكس جانان را كجا بينى تو در مرآت دل |
| گر تو را آئينه دل پاك از زنكار نيست |
| بگذر از سوداى وصل و لاف از عشقش مزن |
| تا تو را بر سر به جز فكر سر و دستار نيست |
| كى تواند ديد حسن طلعت دلدار را |
| آنكه باشد ديده اش بيدار و دل بيدار نيست |
| از گلستان وصالش كى گلى آرد بكف |
| هر كه در گلزار وصلش خوار همچون خار نيست |
| با هزاران جلوه خورشيد رخسارش هنوز |
| چشم چون خفاش غافل قابل ديدار نيست |
| هيچ داند از چه پنهان است در عين ظهور |
| علت پنهانيش جز كثرت اظهار نيست |
| يار را تا چند جوئى قدسيا در هر ديار |
|
در ديار عشق غير از يار ما ديار نيست |
|
|
|
|